سال جديد سال اتحاد ملي وانسجام اسلامي مبارک باد .
ميلاد پيامبر اعظم صلي الله عليه واله وفر زند برومندش عليه سلام مبارک باد.
سال روز ورود خانم فاطمه معصومه سلام الله عليها به قم مبارک باد.
سال روز افتخار افرين هسته اي مبارک باد.
السلام علي الحسين و علي علي ابن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين .
سلام بر تشنه لبان کربلا . سلام بر ناله هاي طفلي بي شير . سلام بر آب آب کودکان خسته و تشنه . سلام بر چهره زرد عمه اي غمگين . سلام بر گلوي پاره طفل شش ماهه . سلام بر صورتي خاکي و سلام بر قطره قطره خونهاي ريخته شده در بيابان کربلا. سلام بر ...........
باري ديگر ماه خون ماه قيام ماه عزاي عرشيان و فرشيان با تمام پيامهايش از راه مي رسد. عزيزم در اين روزهاي بابرکت از خداي خود بخواهيم و قسمش دهيم به مصيبتهاي امام حسين و عزيزانش فرج امام زمان را هر چه زودتر محقق فرمايد.
فرا رسيدن اين ماه را بر تمام عاشقان و رهپويان طريق ولايت تسليت عرض مي نمايم .
ماه محرم نزديک بود و همه ميدانستند که با طلوع اين ماه خيزش و جهش جديدي در انقلاب پيدا خواهد شد .امام خميني چکيده فرهنگ اسلامي و جامعه شناس واقعي جامعه ايران بودند ، ظرفيت انقلاب محرم را خوب ميشناختند .
اين بود که چند روز قبل از ماه محرم با پيامي فصيح که از آن عطر کلام حق به مشام ميرسيد ، دلها را متوجه کربلاي حسيني کردند و فرمودند : با حلول ماه محرم ماه حماسه و شجاعت و فداکاري آغاز شد . ماهي که خون بر شمشير پيروز شد . ماهي که قدرت حق باطل را تا ابد محکوم و داغ باطله را بر جبهه ستمکاران و حکومتهاي شيطاني زد . ماهي که به نسلها در طول تاريخ راه پيروزي خون بر سر نيزه را اموخت . ماهي که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه حق به ثبت رسند . ماهي که امام مسلمين راه مبارزه با ستمکاران را به ما آموخت
براي وارد شدن در بحث به نکاتي اشاره مي کنم ، مطالعه دقيق اين سطور را براي همه جويندگان حقيقت و تشنگان معارف اسلامي توصيه مي نمايم . انشاالله با مطالعه اين موارد و سپس داشتن حلقه هاي بحث و گفتگو در تبيين اين هديه الهي ( ولايت و غدير خم ) قدمي هر چند کوتاه برداشته باشيم . ولي يک نکته را براي دوستان شرح دهم و آن اينکه دقت و اهميت غدير به قدري است که بحثها و گفتگوهاي زيادي را در جهت پي بردن به رمز و رازهاي اين هديه الهي را مي طلبد و ما در اينجا ذره اي از اين خورشيد فروزان علوي را به نظاره نشسته ايم و دايره اين ولايت و هدايت شامل همه و همه ارکان زندگي شيعيان ميباشد که من و شما دوست گرامي با نگرش و مطالعه عميق خويش مي توانيم بيشتر و بيشتر با عظمت وجودي مولي الموحدين حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام آشنا گرديم و اين مهم عملي نمي شود مگر با همت شما دوست گرامي و مطالعات پيوسته و ريشه دار . اين افتخار براي ما بس که زندگاني پر افتخار آقا و مولايمان
امام علي عليه السلام سرمشق ما باشد در حال حاضر و کليه شئون زندگي ، با تمسک به ولايت و اهل بيت که چراغهاي فروزان ما هستند در دنيا و آخرت به تبيين اعتقادات شيعه مي پردازيم .
يکي از موارد اختلافي ما با اهل تسنن در اصول عقايد در مساله امامت است . ما معتقديم که اصل امامت ، تحقق بخش به تمام اصول و معارف ديني ماست . يعني اگر توحيد و نبوت و اعتقاد به معاد باشد ولي اعتقاد به امامت در کار نباشد
همه اش هيچ و پوچ است وبي اثر . البته ما فعلا" در مقام اقامه ي برهان نيستيم چون مکرر گفته شده است . اعتقاد ما شيعيان اين است که اصل امامت ، رکن اصيل و پايه ي اساسي دين ماست که اگر نباشد نه تنها فروع دين باطل و از بين رفته است بلکه معارف و اصول ديني ما هم ارزشي نخواهد داشت . اين دعا را هميشه مي خوانيم : " اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف حجتک اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرفني حجتک ظللت عن ديني" (1)
که اگر حجت و امام معصوم را نشناسم دين ندارم . نه توحيد دارم ، نه نبوت و نه چيز ديگر .
رسول خدا "ص" فرموده اند: " من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه" (2)
و امام صادق عليه السلام نيز فرموده اند: " مات ميته کفر و نفاق " (3) کسي که امام معصوم را – که از جانب خدا منصوب است – به امامت نشناسد ، در وقت مردن ، مرگش ، مرگ جاهليت است .
يعني اهل نجات نخواهد بود . گرچه در دنيا بر حسب ظاهر ، احکام اسلام بايد بر او جاري باشد اما بعد از مرگ اهل نجات نخواهد بود و اهل تسنن معتقدند مساله امامت هيچ نقشي در دين ندارد و علي "ع" هيچ موقعيتي در مسائل ديني ندارد . دين همان است که پيغمبر آورده ، توحيد ، نبوت و معاد . بعد هم واگذار به امت شده است خود امت مساله ي حکومت را تدبير مي کنند . خيال کرده اند امامت يعني همان حکومت و زعامت اجتماعي ، آن را خود مردم مي توانند اداره کنند .
پس علي عليه السلام هيچ نقشي درباره دين ندارد و اين اعتقاد درست نقطه ي مقابل اعتقاد ماست . ما مي گوئيم علي "ع" نقش اساسي در دين را دارد . رسالت پيغمبر بستگي به امامت علي "ع" دارد که اگر امامت علي "ع"نباشد ، اصل رسالت نبي تحقق نمي يابد اين گفته ي خداوند حکيم است که : "يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته " (4) " اي رسول آنچه را که ما درباره ي علي "ع" به تو گفته ايم به مردم بگو و اگر نگوئي و او را خليفه ي بعد از خود معرفي نکني اصلا" ابلاغ رسالت نکرده اي" پس معلوم است که بين ما و آنها از زمين تا آسمان فاصله است . ما
مي گوئيم اگر علي "ع" نباشد ، اسلام نيست .نسبت ميان اسلام و علي "ع" نسبت پوست و مغز و به بيان ديگر نسبت جسد و روح است . يعني اگر علي "ع" نباشد اسلام جسدي بي روح است و پوستي بي مغز است .
آنها مي گويند : خير ، اسلام بي علي هم زنده و مغزدار است . ممکن است کساني ما را ملامت کنند که شما چرا هر وقت درباره هر مطلبي بحث مي کنيد با اندک مناسبتي فورا" سراغ علي "ع" مي رويد و در اين مطلب چرا اين قدر حريصيد؟
ما مي گوئيم : بله ما به اين حرص افتخار مي کنيم و عزت و شرف خود را در همين حرص مي دانيم . نه تنها ما ، بلکه پيغمبر هم درباره علي "ع" حريص بود .
در آيات آخر سوره توبه مي خوانيم : " لقد جائکم رسول من انفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمومنين رووف رحيم " (5) پيغمبر درباره شما حريص است . پيامبر نسبت به کداميک از امور امت حريص است ؟ بسيار روشن است که او حريص در امر هدايت امت است و از طرفي هم مي داند که هدايت امت جز با علي "ع" و فرزندان او محقق نخواهدشد و لذا نسبت به علي "ع" حريص بود . تا آنجا که مي دانيم همان روز اول که رسالت خود را ابلاغ کرد ، همان روز ، ولايت علي "ع" را نيز ابلاغ کرد اين مصداق حرص است که هنوز رسالت خودش پا نگرفته ، ابلاغ ولايت علي "ع" مي کند . البته آن روز مسخره اش کردند که خودش هنوز جانيفتاده وصي و جانشين معيني مي کند ، در ميان آن جمعي که همه از نزديکان و خويشاوندانش بودند فرمود : من از جانب خدا مبعوث به رسالت هستم و امروز اول کسي که اعلام کند از من تبعيت مي کند و به ياري من بر مي خيزد ، وصي من خواهد بود .
همه خنديدند و مسخره کردند ، تنها يک نفر برخاست . آن کودک ده ساله بر حسب ظاهر . برخاست و گفت : من هستم . تا سه روز و سه بار اين مطلب تکرار شد و در هر سه بار علي "ع" . پيامبر دست بر شانه علي "ع" گذاشت و
فرمود : " هذا اخي و وصي وخليفتي من بعدي فاسمعوا له واطيعوه " (6) " اين وصي من و برادر من و جانشين من بعد از من است . گوش به حرفش بدهيد و اطاعتش کنيد " همه خنديدند و مسخره کردند و رفتند . با وجود استهزا و تمسخر ديگران او ماموريت الهي خود را انجام داد و حرص خودش را نسبت به علي "ع" نشان داد .
آن روز اول بود . بعد هم در طول 23 سال هميشه به اندک مناسبتي حرف علي "ع" را
مي زد : "علي مع الحق و الحق مع علي" (7) يا "ان شان علي عظيم " (8)
از اين سنخ کلمات فراوان داشت. تا در آخر عمرش هم که مطلب را علني کرد . در آن مجمع عمومي مردمي که
از حجه الوداع برمي گشتند در کنار غدير خم ، دست علي "ع" را بلند کرد و نشان مردم داد و فرمود :
"من کنت مولاه فهذا علي مولاه" (9)
تا آخرين لحظات عمرش سخن از علي "ع" مي گفت : در يکي از مجالس که نشسته بودند فرمود : "من قال لااله الاالله دخل الجنه " هر که بگويد: لااله الاالله ، بهشتي است . آن دو نفر هم نشسته بودند ، گفتند: " نحن نقول لااله الاالله " ما مي گوئيم : لااله الاالله . رسول اکرم (ص) دست بر شانه علي "ع" گذاشت و فرمود: " من علامه ذلک ان لا تجلسا مجلسه ولا تکذبا قوله" ، از علامت آن اين است که اگر راست مي گوئيد ، اگر موحديد ، جاي اين ننشينيد ، مسند او را غصب نکنيد ، گفتارش را تکذيب ننماييد. نشانه توحيد شما اين است . علي "ع" نشانه ي توحيد شماست . به هر حال ما اگر نسبت به علي "ع " حرص مي ورزيم و در همه جا سخن از علي "ع" مي گوييم براي اين است که رسول اکرم (ص) نسبت به علي "ع" حريص بوده است . و ما به همين حرص افتخار مي کنيم و بايد هم چنين باشيم ، چون اساس دين ماست . گذشته از دنيا ، حيات ابدي ما با دين درست مي شود و دين هم با علي "ع" درست مي شود .
آري رسول اکرم (ص) مي دانست اگر علي "ع" نباشد امام حسين "ع" نيست . امام حسين "ع" اگر نبود يزيد و يزيديان دين را از بين برده و مملکت اسلامي را لجنزار کرده بودند. اگر علي "ع" نبود امام صادق "ع" نبود . امام صادق "ع" که نبود فرهنگ شيطاني بني اميه و بني عباس ، فرهنگ الهي اسلامي را از بين برده بود. او بود که توانست فرهنگ اسلامي را احيا کند و جلوي فرهنگ اموي و عباسي را بگيرد . اگر علي "ع" نبود امام زمان "عج" نبود . اگر امام زمان نباشد دنيا ظلمتکده اي وحشتبار مي شود و همه جا پر از ظلم و جور و ستم مي گردد . چه کسي جز او مي تواند اين دنياي ديوانه را مهار کند . او فرزند علي "ع" است که اگر علي "ع" نبود هيچکدام از اين پاسداران دين نبودند . پس اساس اسلام و روح دين و جان قرآن همان علي "ع" است . آنها مي گويند "حسبنا کتاب الله" ما با داشتن قرآن نيازي به علي نداريم . ديديد که بين ما و آنها در اصول دين چه اختلاف عميقي هست . از نظر ما اصول عقايد حقه ، بسته به ولاي علي "ع" است . اميدواريم هر چه بيشتر و بيشتر با معارف اهل بيت و فرهنگ غدير آشنا شويم و در اين راه با مطالعات عميق خويش سهمي هر چند اندک در شناخت مکتب ولائي و غديري خويش برداريم .
رونوشت :
1-مفاتيح الجنان دعا در غيبت امام زمان عج ص 974
2- محجه البيضاء للمولي محسن فيض الکاشاني ، تهراني مکتبه الصدوق 1340 ه ش ج 4 ص 174
3-اصول کافي کتاب الحجه ، باب من مات وليس له امام ،حديث3 .
4- مائده . آيه 67
5- توبه آيه 128
6- تاريخ الامم و الملوک للطبري ، ج2، ص216 ، طبعه مصر ، سنه 1300 ه – تاريخ الکامل لابن الاثير الشافعي ، جلد 2، ص 22، طبه مصر ، سنه 1304 ه
7-ينابيع الموده ، للقندوزي الحنفي ، ص 55
8-بحارالانوار ، ج 39 ص 29 .
9-تاريخ دمشق ، ابن عساکر ، ج 1 ، ص 364-366
بسم الله الرحمن الرحيم
امروزهفتم ذي الحجه مصادف با شهادت پنجمين اختر امامت وولا يت امام باقر عليه السلام شهادت ان امام همام بر شيعيان جهان تسليت باد.
کسي که بود شکافنده تمام علوم هزارحيف که از زهرکينه شدمسموم
به غربت علي وخاندان او سوگند امام ما زجهان رفت با دلي مغموم
تمام قصه مظلوميش بخاک بقيع بود زغربت قبرش براي ما معلوم
امام باقر عليه السلام مي فرمايد :
ان الله اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته وزاده في ليله ظلما فوجدها
سرور وخوشحالي خداوند به سبب توبه بنده اش از خوشحالي کسي که توشه گم شده سفر خود را در شب تاريک پيدا مي کند بيشتر است.
اصول کافي ج2 ص435


شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فرداي آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود.
يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.
نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.
آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن، آينده گويي مي کنند.
بر گرفته از کتابهاي
" ديدي نو از آييني کهن " نوشته دکتر فرهنگ مهر
"گاهشماري و جشنهاي ايران باستان" نوشته هاشم رازي
بسم الله
عيد ولادت امام رضا مبارک باد.
ديروز در حرم خواهر امام رضا غلغله بود همه از دور ونزديک براي عرض تبريک خدمت خانم بي بي فاطمه معصومه امده بودند.بعضي ها دسته گل بعضيها شيريني پخش ميکردند.
ماهم رفته بوديم به اتفاق خانواده خيلي شلوغ بود .همه امده بودند عيدي بگيرند از خانوم. خانوم هم درياي کرامت است به همه عيدي ميده به ما که داد .مااز او و ازاون خاندان تشکر ميکنيم .چون اونا واسته فيض الهي اند.خانوم متشکريم.....
بسم الله الرحمن الرحيم
ديروزو امروز هوا يک جوري ديگه بود.
اخه امروز 30/8/85بود.هوا سنگين وغمگين بود چون اغامون يک يار مهربان وباوفا را از دست داد.
ديروز که شنيدم از تلوزيون که مقام معظم رهبري تسليت گفتند فهميدم يک عزيز بزرگواري را از دست داديم.
امروزقم سراسر عزاوماتم بود در خانه بچه ها بهم گفتند فردا تو تشيع جنازه شرکت ميکني فورا گفتم اري بابا ايشان ازمراجع اعظام اهل تشيع بودند وظيفه فمونه
.صبح امروزقراره تشيع جنازه کنن.اخه از تلوزيون اينجوري گفتن ساعت9 صبح.
همه قم امروز تعطيل بود حوزه علميه ازديروز تعطيل بود ازصبح ساعت 30/8از خونه زدم بيرون سوار خط شهري شدم از پرديسان امدم به حرم. جمعيت زياد جمع شده بود. با ز هم مي امدنداز شهرهاي اطراف هم امده بودند از تهران ازتبريز هم امده بود (.چون ايت الله ميرزا جواد تبريزي ازاهل تبريز بود واز مفاخرديار اذربايجان بود.)
رفتم داخل حرم بعد از عرض ارادت ساحت مقدس حضرت فاطمه معصومه واهل بيت عليهما سلام رفتم داخل صحن بزرگ که جمعيت زيادي از اون طرف با فشار زيادي به طرف حرم مطهر امدند .يکي چند نفر گفتند دارند پيکر مطهر را از اون طرف ازطرف خيابون اراک پل حجتيه ميدان انقلاب و خيابون ايت الله مرعشي نجفي (ارم) دارن تشيع ميکنندو ميارن طرف حرم مطهر تا داخل حرم جوار بي بي
فاطمه معصومه کنار قبور مراجع گذشته دفن کنن.
همه برگشتيم به طرف پل اهنچي همه جمعيت با هول ولع زياد به طرف خيابان اراک رفتيم پيکر مطهررا ازطرف ميدان شهيد مطهري تشيع ميکردن به طرف پل حجتيه .
من سرپل اهنچي ايستادم ازدور پيکر مطهر را ديدم واون جمعيت مشيع کننده که بر سر سينه خود ميزدند و نداي
عزا عزاست امروز روز عزاست امروز مهدي صاحب زمان صاحب عزاست امروز.
نظاره ميکردم خود به خود اشکم جاري شد مانند يک پسري که پدري اون هم چنين پدري راازدست داده گريه کردم.
جمعيت هر لحظه بيشتر مي شد تا اينکه رقم به ميليوني رسيد تمام خيابونهاي اطراف حرم پر از جمعيت زن مرد کودک جون پيرمرد پير زن از روحانيون از بازاريان کسبه واصناف نيروهاي نظامي انتظامي همه و همه کس امده بودند ودر تشيع جنازه شرکت کرده بودند.
با رد شدن پکر مطهر به طرف پل حجتيه من برگشتم داخل حرم تا در حياط بزک که ميخواستند نماز بر پيکر مطهر بخوانن من جاي براي خود بگيرم با اينکه هنوز پيکر مطهر بيرون حرم تشيع ميشد در حياط حرم صفهاي نماز تشکيل شده بود.
يک قسمتي از حياط را باداربست فلزي جدا کرده بودند مخصوص اشخاص مهم از جمله ايات اعظام شخصيتهاي مملکتي نماينه رهبري نماينده رياست جمهوري و.....
قسمتي از حياط مخصوص خانمها جهت شرکت در نماز بر اون پيکر پاک بود.
من رفتم به اون اولها. شدم تقريبا جزو صفهاي اولي بعداز داربست فلزي . فشار جمعيت خيلي زياد زياد مي شد بلاخره بعد از حدود يک ساعت شايد هم بيشتر پيکر مطهر وارد حياط حرم شد . حدود يک ربع ساعتي طول کشيد تا به جايگاه اصلي يعني نماز برسد بعد از حدود نيم ساعت حضرت ايت الله وحيد خراساني (دامت برکاته) بر پيکر مطهر ايشان نماز خواندند. وبعد وصيت نامه ان حضرت قرائت شد که حاوي چند نکته مهم و توصيه جدي براي اقشار مختلف بود. ومن ان قسمتي که مربوط به خودم هست به ياد دارم اينکه به( طلاب عزيز من در تمام عمرم باجديت در تحصيل علم تلاش ميکردم وتا حال نيز در طلب علم بودم از اول طلبه اي بيش نبودم و الان نيز طلبه اي بيش نيستم الان درچنين وضعيتي حول دين حق وتشيع اهل بيت باشيد. که دين بر حق دين اسلام شيعي است. در اخر محتاج دعاي خيرشما عزيزان هستم.)
بعداز خوانده شدن وصيت پکر مطهر را براي خاک سپاري داخل حرم بردن هنگام برگشتن به خونه ديدم افرادي که باپاي برهنه بدون کفش گاهي يک لنگه کفش داشتن وحياط حرم پر بود از انواع کفش شال گردن ودستمال و...
ساعت 30/11 ديگه همه داشتند به خونه هاشون بر ميگشتند من هم رفتم يک مقدار نون تهيه کردم وبه خونه برگشتم.خسته وکوفته اما راضي....
بسم الله الرحمن الرحيم
شهادت امام صادق عليه السلام بر امام زمان وشيعيان جهان تسليت باد.
امروز چهارشنبه است 24/ابان /85
امروز با روزهاي ديگه يکمي فرق داشت بايد هم فرق ميداشت چون روزمهمي بود .
همه خونه به هم ريخته بود همسرم خسته وداغون چون ما ميخواستيم خونمونو عوض کنيم چون بابا ما مستاجر هستيم هرسال همين موقه ها اين وضع سر ما اجاره نشينها مياد .
خلاصه خونه به هم ريخته من هم درسهايم زياد. (البته اين يه بهونه است) چون تازه درسها شروع شده اين کلاس اون کلاس اين استاد اون استاد بلاخره با مشورت دوستان دو استاد خوب پيدا کرديم.
از خونه بگم من واقعا نتوانستم به طور کلي وجدي به همسرپرتوان وانرژي کمک کنم.
ايشان با ان همه مشغله از جمله بچه داري شوهرداري مديريت خانه تمام کارهاي بسته بندي جمع جور کردن اسباب خانه را نيز خودشان به تنهاي انجام دادند ( خدا ازش راضي باشد.)
روز جمعه مصادف با سالروز شهادت مولاي ما امام صادق عليه السلام ما اسباب کشي مي کنيم ومي ريم به اپارتمان نشيني و يک خونه جديد تو پرديسان يک خونه دوخوابه 90 متري جاي خوبي اميدوارم باشه ماهم بتونيم فرهنگ اپارتمان نشيني را رعايت بکنيم.
البته اينو بگم وقتي همسرم فهميد که روز جمعه روز شهادت امام صادق عليه السلام است خيلي خيلي ناراحت شد. وتصميم گرفتيم باهم که روز شنبه ما اثاث کشي کنيم.اين درسته ما ميخواهيم در اين روز به مراسم عزاداري برسيم ودر ان شرکت کنيم وبه حرم بريم دعا گوي شما سروران عزيز باشيم.
بسم الله الرحمن الرحيم
شهر الرمضان الذي انزل فيه القران
حلول ماه مبارک رمضان بر تمامي جهانيان مسلمانان وشيعيان اسلام مبارک باد
رمضان ماه قران ماه رحمت خدا وميهماني خداست. از اين ماه بيشتر وبهتر
استفاده کنيد.
امروز در يک اطلا يه اي که معمولا در مغازه هاي قديمي ميزنند خواندم از دو چيز
غافل مباش از ياد خدا واز مرگ .... مرگ....مرگ...
بنام خدا
*اما برخي ديگرچنين مي گويندکه اگراين دوستي با جنس مخالف بد بود خداوند انرا دروجود ما قرار نميداد.
ويا اينکه ميگويند نمي شود غرايز را سرکوب کرد بالاخره اين نيازي است بايد تامين شود والا سرخورده مي شود.
#جواب
فرض کنيد شخصي يکدفعه پول گزافي بدستش بيايد اما بدون اينکه در مورد چگونگي صرف وخرج کردن اين پول فکري کند تمامي ان را صرف خوشگذراني خود کند.
اين شخص در نزد کارشناسان مسائل اقتصادي (سفيه)شمرده مي شود.(سفيه)يعني (بي خرد)وچنين شخصي از تصرف دربرخي ازاموال خود محروم مي شود.
اما مثال ديگري عرض ميکنم :فرض کنيدفردي در يک بيابان بي اب علف گير کرده يکي دو روز است که اب نخورده و تشنه است .همينطور که در پي اب است ناگهان به يک برکه اي از اب مي رسد.بدون اينکه فکري بکند که اب اين برکه تميز است ياکثيف و...بي اختيار مقداري زيادي اب از اين برکه مي خوردوتشنگي خودش را با اين اب شايد الوده وناپاک بر طرف مي کند ونياز درونيش را بر طرف مي کند.
$ سوال بنده اينجاست که ايا وقتي اين شخص از اين اب برکه ميخورد شخصي يک ليوان اب خنک وگواراو پاکيزه وتميز به او تعارف کند ايا ديگر مي تواند از اب گوارا چيزي بنوشد.من ميگم خير چون نيازش را باابهاي کثيف تامين کرده .
با حفظ اي دومثال مي گوئيم:درست است که محبت در وجود ما انسانها است ولي بايد توجه داشته باشيم که تاريخ مصرف اين سرمايه مهم کي وکجاست؟
به نام خدا
درادامه تازه طرف فيلش ياد هندوستان ميکنه به اين فکر مي افته که عجب اونکه قبلا با او رفيق بودم چقدر مهربونتروبهتراز او بودوچقدرخوش اخلاق تر بود چقدر....
اين چقدرو چقدرها چه هابازندگي اين شخص مي کند ؟
ان محبتي که لازمه هر زندگي است به تدريج کم وکم مي شود ما نمي گوئيم اين زندگي به طلاق کشيده مي شودولي اين زندگي ان زندگي نيست که اسلام انرا مي خواهد.
اين جور ادمها عاشقانه انتخاب ميکنند وعاقلانه طلاق ميدهند در حالي که اسلام مي گويد:
(عاقلانه انتخاب کن عاشقانه زندگي کن)
*اما شايد توجيهي که برخي براي اين کار مي اورند اين باشد که:بلاخره ما براي شناخت همسر اينده خود که بسيار هم مهم است احتياج به اين رابطه داريم چهطورميتوانيم باکسي که شناخت چنداني ازاونداريم يک عمر زندگي کنيم.
#جواب:
اگرشمااين چندجمله را کنار هم قرار بدهيد نتيجه اي که بدست مي ايد اين توجيح رابه شدت نفي ميکند:
اول اينکه شما خودتان هم حتما اين را تاييد خواهيد کردکه:
ان چيزي که بيش از همه در اين روابط ها موج مي زند احساسات است وهيچ کس نميتواند منکراين مسئله شود
وازطرف ديگرمي دانيم وبين دانشمندان نيز ثابت شده است که(( احساسات)) و((تعقل))مانند دوکفه ترازو مي مانند اگريکي ازاينها بالا رود ان ديگري پايين مي ايدوبلعکس خوب باحفظ اين دو مطلب ميرويم سراغ يک سوال وبعد هم نتيجه مي گيريم.
سوال: مهمترين عامل موفقيت در يک انتخاب (هرچه ميخواهد اشد)چيست؟
ما براي حتي خريد يک چيز بي ارزش به دنبال اطلاعات مفيد ومشورت کوچک ولو با فروشنده ميکنيم .
ايا به امر اين مهمي مشورت با يک بزرکتر لازم نيست ايا مي شود با دين هم مشوت کرد بله دين برنامه هاي فوق العاده زيبا ومفيد دارد.از جمله براي قبل ازدواج خداوند در قران مي فرمايد:
((و لستغفف الذين لا يجدون نکاحا حتي يغنيهم الله من فضله))
وکساني که اسباب ازدواج نمي يابند پاکدامني مي ورزند تا انکه خداوند از بخشش خويش توانگرشان گرداند.
اين است پاکدامني براي يک جوان با ايمان.تا خود داني خدا حتما ...
به نام خدا
اگرشما به محض اينکه وارد کلاس درس عاشقي شديد (که اين کلاس در وجود هر شخصي برگزار ميگردد=کنايه از اينکه اين مطلب که مي خواهيم بگويم فطري است )اولين اصلي که به شما مي اموزند .اصل تبادل بهترين هاست يعني وقتي ان دو نفري که همديگر را خيلي دوست دارند وقتي به يکديگر ميرسند دوست دارند که بهترينها را نثار يکديگر کنند 0از نظر نگاه .بهترين نگاه: از نظر رفتار: بهترين رفتار از نظر گفتار:بهترين گفتار و....
طرف صد تا کتاب ادبي ميخواند تا جمله اي پيدا کند و به معشوقش بگويد .
خوب اما از طرف ديگر اين را هم همه ميدانيم که ذهن انسان همچون يک دوربين عکاسي هست که ان به ان در حال عکس گرفتن ميباشد که برخي از اين عکسها شفاف و بسيار واضح هستند و برخي ديگر اين چنين نيستند .يعني شما کافي است که شخصي را يکبار ديده باشيد عکس وتصور اين شخص تا اخر در ذهن شما خواهد بود با حفظ اين مطالبي که خدمت شما عرض کرديم مي رويم سراغ جواب اينکه اين شخص در دوران روابط و رفاقنش در ذهن خود تعداد بسياري از همان بهترين ها که خدمتتان عرض شد جا داده است و اين بهترينها
هم از نوع عکس شفاف مي باشند و جا دارد که اين نکته را هم متذکر بشويم که غالب اين بهترين ها تصنعي و ساختگي ميباشد
اینو یواشکی مینویسم که اولین قهر جدی به شوخی شروع میشود.هردو از هم قهرمی کنند.و عازم خونه پدری می شوند. حالا وظیفه ماها(پدرومادرودوستان و اشنایان)در این زمینه چیست ایا دین برنامهای دارد حتما دنبال کنید.
به نام خدا
شايد وقتي اين امار را بيان کرديم کسي بپرسه که:
ما جزءان کمترينها هستيم که اصلا به همديگر وعده ازدواج نمي دهيم.ويا اينکه جزء ان افرادي هستيم که اگر هم وعده ازدواج بدهيم بر خلاف ان عمل مي کنيم و اصلا ازدواج نمي کنيم تا اين که شما بخواهيد مارا از زندگي اي که به طلاق کشيده ميشود بترسانيد بلکه ما مدتي با هم رفيق ميشويم و بعد من با کس ديگري ازدواج ميکنم واو هم با کس ديگري ازدواج خواهد کرد.
*جواب ميدهيم ....
باسم تعالي
بحث مان راباارائه يگ امارپيرامون روابط دختروپسر (که از زبان استادمان شنيده ام)شروع ميکنم
*امار:
_بالاي90درصد از کساني که با جنس مخالف رابطه دارند علت اين رابطه را مقدمه ازدواج مي دانندوبيان کرده اند.(يعني دراين روابط وعده ازدواج داده مي شود
_از اين تعداد (بالاي 90 درصد)فقط کمتر از 10 درصدشان به اين وعده که کرده اند تحقق مي بخشند (يعني ازدواج مي کنند)
_از اين افراد (که ازدواج کرده اند)بالاي 90 درصدشان زندگي انها به طلاق کشيده ميشود.
_هرساله چندين هزار خانواده از هم پاشيده ميشه وبه دنبال ان چندين هزار کودک يا بدون سرپست بزگ ميشه يا تحت حمايت مادر. که مادر يک روزي ازدواج مي کنه که تحت سرپرستي يک غريبه( ان هم نا پدري)بزرگ خواهد شد ويا تحت سرپرستي پدر خواهد بود که پدر نيز يک روزي ازدواج مي کنه که بچه تحت تربيت يک غريبه(نامادري)بزرگ ميشه.من قضاوت را بر عهده خود شما قرار مي دم .
اين بحث ادامه داره
نام: | |
ايميل: | |